بررسی قضایی

در این قسمت با توجه به افزایش نرخ رد شدن پرونده ها از کشور ایران، به راه‌های تقاضای تجدید نظر از دادگاه فدرال در صورت گرفتن جواب منفی از افسر مهاجرتی می پردازیم.

در این قسمت با توجه به افزایش نرخ رد شدن پرونده ها از کشور ایران و اینکه در صورت گرفتن جواب منفی از افسر مهاجرتی چه طور می توان تقاضای تجدید نظر از دادگاه فدرال کرد، می پردازیم.
ترجمه لفظی Judicial Review بررسی قضایی است ولی در قانون اساسی کانادا ریشه دارد و یک اصل خیلی مهم در صیانت از حاکمیت قانون است.

برای توضیح بهتر جایگاه Judicial Review به بررسی کلیت ساختار سیاسی کانادا میپردازیم.
کانادا دارای یک سلطنت مشروطه است. کانادایی ها با رفتن به پای صندوق رای تعدادی نماینده را برای رفتن به House of Commons انتخاب میکنند. House of Commons با سنا تشکیل پارلمان فدرال کانادا را می دهند. نمایندگان مردم در House of Commons نخست وزیر را انتخاب می کنند. نخست وزیر وزرا را انتخاب می کند. مجموعه وزرا کابینه را تشکیل می دهند. و تحت کابینه ادارات دولتی هستند  که یکی از این ادارات دولتی اداره مهاجرت کانادا است. نخست وزیر افرادی را به ملکه پیشنهاد می کند و ملکه نمایندگان سنا را منصوب می کند. پارلمان قانون گذاری می کند و حتی می تواند در مواردی قانون اساسی را نیز تغییر بدهد.

قوه مجریه از طریق House of Commons انتخاب شده است. قوه قضاییه که وظیفه اصلی آن صیانت از حاکمیت قانون است که در واقع مراقب است که قوه مجریه و Legislative Branch در چهارچوب قانون عمل کنند. هم چنین تحت آن Supreme Court of Canada که عالی ترین دادگاه کانادا است و سپس دادگاه های استانی و دادگاه های فدرال داریم.
House of Commons زیر نظر Legislative Branch در قدرت قانون گذاری دارد. یکی از قانون های قوه مقننه قانون IRPA است که تمامی قوانین مهاجرتی در این قانون  پیدا می شود که اجازه می دهد تصمیم های اداره مهاجرت در زیر سایه judicial review به دادگاه فدرال برود که دادگاه فدرال بتواند تصمیم هایی را که یک اداره دولتی گرفته است را بررسی کند.

دولت به عنوان یک ماشین بزرگ باید سریع کار کند و تصمیم بگیرد، ولی این به آن معنی نیست که بتواند هر کاری که بخواهد انجام دهد، بنابراین ایده وجود Judicial Review به قوه قضاییه اجازه می‌دهد که به فعالیت‌های قوه مجریه با وجود این که از آن انتظار می‌رود که سریع تصمیم گیری‌ها را انجام دهد، نظارت داشته باشد و اطمینان حاصل شود که این تصمیمات در سایه قانون گرفته می‌شوند.

ساختار Judicial Review

ساختار Judicial Review زیر سایه قانون اداره مهاجرت به شرح زیر است:

در مورد قوانین مهاجرت Judicial Review در خود قانون وجود دارد که در بخش 72/1 ذکر شده است. ذکر این نکته ضروری است که حتی اگر Judicial Review در یک قانونی نباشد، چون ریشه آن از قانون اساسی است، ما توانیم درخواست تجدیدنظر تصمیم های دولتی یا تصمیم های اداره های دولتی را از دادگاه ها داشته باشیم تا مطمئن شویم که منطبق بر قانون (خواست مردم کانادا) گرفته شده است.

بر اساس بخش 72/1 قانون مهاجرت به ما اجازه می دهد که Judicial Review در دادگاه فدرال اتفاق بیافتد به شرطی که دادگاه اجازه دهد (این حق اتوماتیک نیست) و ما باید ثابت کنیم که پرونده ارزش گرفتن وقت دادگاه را دارد. در این صورت دادگاه اجازه می‌دهد که پرونده به دادگاه رفته و بررسی شود.

اگر تصمیم refusal در کانادا گرفته شده باشد، فرد ۱۵ روز فرصت دارد که  درخواست Judicial Review را به دادگاه فدرال ارائه بدهید و اگر تصمیم در خارج از کانادا گرفته شده باشد، فرد 60 روز فرصت دارد که تقاضای خود را به دادگاه فدرال بدهد. نکته مهم دیگر این نکته است که فرد نمی‌تواند تقاضای تجدید نظر دیگری از دادگاه فدرال داشته باشد و دادگاه فدرال آخرین جایی است که تصمیم می‌گیرد و به عبارت حقوقی تصمیم آن final است.

بعد از اخذ اجازه از دادگاه فدرال و رفتن به دادگاه، اولین کاری که قاضی دادگاه فدرال در هر پرونده ای انجام می دهد، این است که Standard of Review یا لنزی که می خواهد با آن تصمیم اداره دولتی را بازبینی کند، را انتخاب می کند.

در نظام قانون اداری کانادا۲ تا لنز وجود دارد: لنز Reasonableness و لنز Correctness

بر اساس لنز Reasonableness بررسی می شود که آیا تصمیم اداره دولتی منطقی است یا نه؟ زیر استاندارد این لنز قاضی احترام زیادی برای اداره دولتی قائل است، چون معتقد است که دولت تخصص دارد و افسر اداره مهاجرت در جایگاه خود به خوبی می تواند شواهد را بررسی کند و اعلام می کند که به عنوان قاضی خود را جای او نمی گذارد و فقط بررسی می‌کند که تصمیمی که گرفته شده شفاف، منطقی و توجیه پذیر است یا نه.

در لنز Reasonableness یک بازه ای وجود دارد و تصمیم بر خلاف لنز Correctness جواب درست و واضح نیست که یا درست باشد یا غلط. در این مورد تصمیم اخذ شده براساس زنجیره تصمیم گیری افسر، به نظر قاضی منطقی است که این بازه از تمکین و احترامی می آید که قاضی به افسر اداره مهاجرت یا تصمیم گیرنده دولتی دیگر می دهد.

لنز Correctness استاندارد بسیار سخت گیرانه تری است. قاضی در این لنز تمکین نمی کند و خود را جای تصمیم گیرنده می گذارد. جواب در قالب بازه نیست و یا درست یا غلط می‌باشد.

اینکه چه پرونده ای با استاندارد لنز Reasonableness و چه پرونده ای با استاندارد لنز Correctness بررسی می شود بحث پیچیده ای است، ولی در پرونده های مهاجرتی، مثلا زمانی که افسر مهاجرتی به اصالت مدرک زبان شما شک کند که ممکن است تقلبی باشد و افسر به شما این فرصت را ندهد که شما از خود دفاع کنید، قاضی در این مورد از استاندارد Correctness استفاده می کند، چون در این مورد اعتبار شما مطرح است. اما اگر به نظر افسر مهاجرتی رشته تحصیلی که برای ادامه تحصیل انتخاب کردید با گذشته شما هماهنگی ندارد که مجموعا یعنی شما یک دانشجوی واقعی نیستید، قاضی از استاندارد Reasonableness استفاده می کند تا مطمئن شود تصمیم اخذ شده منطقی است یا نه.

بر این اساس نتیجه ای که ما می توانیم از Judicial Review انتظار داشته باشیم این است که کسی که از تصمیم اداره دولتی دفاع می کند وزیر دادگستری کانادا است و نمایندگان وزارت دادگستری از دولت دفاع می کنند و وکیل متقاضی هم از فرد متقاضی دفاع می کند.

بعد از کسب اجازه از قاضی و قبل از تشکیل جلسه استماع فرصت هست که اگر پرونده ، پرونده قوی ای باشد و افسر مهاجرت در مورد پرونده اشتباه فاحشی کرده باشد، نمایندگان وزارت دادگستری در این مرحله وارد شده و در همین نقطه و بدون اینکه وقت دادگاه را بگیرند به نتیجه می رسند و به اداره دولتی مربوطه دستور می دهند که بر اساس نتیجه اقدام کند. ولی اگر نمایندگان دادگستری به این نتیجه برسند که افسر مرتکب اشتباه نشده است و دریافت نظر قاضی مهم باشد، رسیدگی پرونده ادامه پیدا می کند، و اگر قاضی به این نتیجه برسد که تصمیم تصمیم گیرنده اشتباه بوده یا منطقی نبوده، پرونده را دوباره به یک تصمیم گیرنده دیگر می سپارد.

پس اگر شما در Judicial Review پیروز شوید به معنی این نیست که تصمیم به نفع شما برگشته است، البته که شانس بسیار بالاتری خواهید داشت، چراکه پرونده در این مرحله با اینستراکشن های قاضی برای تصمیم گیرنده بعدی بررسی خواهد شد.

در ادامه به بررسی سه پرونده مختلف مهاجرتی می پردازیم:

مثال اول: پرونده استارت آپی شخصی که ادعا می کند در نظر دارد پلتفرمی را طراحی کند که پل ارتباطی بین سرمایه گذاران چینی و موسسات مالی کانادایی باشد. بعد از پرداخت ۳۰۰ هزار دلار کانادایی به انکوباتور و اخذ نامه حمایت و معرفی خود به عنوان Essential Person تحت برنامه ویزای استارت آپ، یک هفته به تورنتو رفته و دو روز بعد از بازگشت از تورنتو، افسر مهاجرت به او نامه ای ارسال می کند و از او می خواهد که توضیح دهد از بعد از اخذ نامه حمایتی تا کنون برای پیشرفت پروژه خود چه اقداماتی را انجام داده است.

فرد در جوابی که برای افسر می فرستد ادعا می کند که Business Plan پروژه تغییر کرده است. در ادامه افسر پاسخ می‌دهد که اعتقاد دارد که فرد متقاضی در مورد این پروژه و به ثمر رسیدن آن خیلی جدی و مصمم به نظر نمی‌رسد و قانع نشده است که فرد برای انجام پروژه از ویزای استارت آپ استفاده کرده است، بلکه بیشتر به نظر می‌رسد از این راه به دنبال کسب یک امتیاز مهاجرتی است و در نتیجه پروژه را به Peer Review می فرستد.

در ادامه Peer Review به این نتیجه می‌رسد که پرداخت 300 هزار دلار برای چنین پروژه‌ای منطقی نیست، و گزارشی برای افسر مهاجرتی ارسال می‌کند. البته که تصمیم افسر بر اساس این گزارش نبوده و با توجه به اطلاعات قبلی خود، توضیح می‌دهد که فرد به مدت ۱ هفته مثل یک توریست در کانادا اقامت داشته در صورتی که ادعا می‌کرده است که حضورش برای پیشبرد پروژه در کانادا ضروری است.

وکیل فرد در برابر قاضی از او دفاع کرده و عنوان می‌کند که اینکه موکلش در کانادا کار انجام نداده است دلیل کافی و درستی برای رد کردن پرونده او نیست. و قاضی در پاسخ، دفاع او را رد کرده و تصمیم افسر مهاجرت را براساس شواهدی که داشته، منطقی می داند و Judicial Review را قبول نمی کند.

مثال دوم: در پرونده ویزای تحصیلی فردی که کارمند یک شرکت نفت و گاز بوده عنوان می شود که بعد از پایان تحصیلات قصد بازگشت به کشور خود و ادامه همکاری با شرکت مذکور در یک مقام مدیریتی را دارد. فرد در رشته MBA در یکی از دانشگاه‌های کانادا قبول شده است و به همراه خانواده ویزای توریستی دارند. هم‌چنین به همراه همسرش از سهام‌داران یک شرکت دیگر در کشور خود هستند. افسر مهاجرتی بعد از بررسی پرونده فرد به این نتیجه می‌رسد که رشته انتخابی با گذشته حرفه‌ای و مدرک تحصیلی قبلی او هم‌خوانی نداشته و این تغییر رشته منطقی نیست و نیز پرونده او را به دلیل Family Tie رد می کند.

اما قاضی بعد از بررسی پرونده عنوان می‌کند که هیچ شواهدی مبنی بر حضور خانواده فرد در کانادا و هم چنین دلیلی بر سوءاستفاده از ویزای توریستی فرد وجود ندارد، در نتیجه نظر افسر را قابل توجیه نمی‌داند. اگرچه قاضی در مورد عدم انطباق رشته MBA با سوابق تحصیلی و حرفه ای فرد با افسر مهاجرتی مخالفتی ندارد (در عین حال که موافقت خود را نیز ابراز نمی‌کند)، ولی از آنجا که تصمیم خود را گرفته، زمانی را به این موضوع اختصاص نمی‌دهد.

مثال سوم: فردی که قصد دارد برای برنامه استانی منیتوبا اقدام کند، برای شرکت در سمینار و دیدار با وکیل خود درخواست ویزای توریستی می‌دهد. افسر مهاجرتی به دلیل اینکه فرد اطلاعاتی در مورد شرکت‌هایی که قصد دارد در منیتوبا ملاقات کند ارائه نداده است، و هم چنین در مورد شرکتی که ادعا می کند صاحب آن است، به جز یک صفحه فیسبوک هیچ مورد دیگری وجود ندارد، عنوان می کند که هدف فرد از آمدن به کانادا واضح نیست و با درخواست ویزای توریستی او موافقت نمی کند. قاضی اظهارات افسر را رد کرده و تصمیم او را منطقی ندانسته، بنابراین Judicial Review را قبول می کند و پرونده را به افسر دیگری ارجاع می دهد تا مجددا در مورد آن تصمیم‌گیری شود.

Share on email
Email
Share on telegram
Telegram
Share on whatsapp
WhatsApp
Share on linkedin
LinkedIn
Share on facebook
Facebook
Share on pocket
Pocket
Share on twitter
Twitter
Share on print
Print